تبليغاتX
حرفهای ناگفته مادران

یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387

نحوه ار ض ا

 

 

سلام ، می خواستم بپرسم چه جوری می شه زن و مرد با هم ارض ا بشن . من فقط با تحریک چوچ وله ارض ا می شم و نه از راه واژ *ن ، اگه اول چوچ ول م تحریک بشه و ارض ا بشم واژ* ن م خیلی تنگ می شه و دیگه نمی تونیم از جلو س ک س کنیم کلی ام درد داره و اگه اول از جلو س ک س کنیم دیگه چوچ ولم تحریک نمی شه.
معذرت می خوام اینقدر واضح پرسیدم.

 

مریم

نوشته شده توسط مادران شجاع در 13:12 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387

چند نکته

چند نکته:
خواننده های عزیز و محترم با توجه به اینکه این وبلاگ رو با همت نونوش عزیز راه اندازی شد تا شاید بتونیم مشکلات خودمون و بقیه رو کمی کمرنگ تر کنیم، توجه به چند تا نکته ضروریه:
1. .ویژگی این وبلاگ این هست که کامنت هاش می تونه خیلی قابل استفاده باشه. پس خواننده های عزیز از جواب دادن به پیغام های بقیه خودداری کنید. ترجیحاً در پیغام هایی که می ذارید به همون چیزی که در اون پست پرسیده شده جواب بدید، مثلا اگه پرسیده شده که آیا فلان مورد برای بدن مضر هست یا نه، تنها اگه اطلاعی در مورد مضر بودن یا نبودن اون دارید، بنویسید، نه اینکه بگید، علاقه شخصی تون چی هست.


2. اگر مطلب علمی ای در مورد موضوعات مطرح شده یا موضوعات پیرامون اون دارید، حتماً با ذکر منبع مطالبتون رو ارسال کنین. من منتظر برگزاری کلاس صک سولوژی بودم تا از مادرای عزیز خواهش کنم مطالب کلاس رو برامون ایمیل کنن تا اینجا بذاریمشون. این کار دو امتیاز داشت. اول اینکه بقیه هم از مطالب کلاس استفاده می کردن و اینجا از حالت درد و دل صرف خارج می شد و کمی هم رنگ علمی به خودش می گرفت. دوم اینکه بر اساس سرفصل های اون کلاس پست های اینجا رو دسته بندی می کردیم.


3. اگر پیشنهادی برای دسته بندی مطالب اینجا دارید، برامون بنویسید.


4. افرادی که مشکلاتشون اینجا طرح می شه برامون بنویسن که طرح مشکل در این وبلاگ براشون مفید بوده یا نه

در مطالبی که نوشته شد، منظور با هیچ شخص خاصی نبود، باز کسی نیاد بنویسه که منظورش از کامنت ایکس، موضوع وای بود.

ننه قد قد

نوشته شده توسط مادران شجاع در 7:33 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و هفتم مهر 1387

ی بو ست بعد از زایمان

سلام بدوستان عزیز تجربه کوچکی که بعد از زایمان داشتم برای شما مطرح میکنم :

 

من بعد از زایمان طبیعی ، تعداد زیادی بخیه داشتم و چون در شهر دیگری زندگی میکردم و مادرم نزدیک من نبود ..کسی نبود که به من رسیدگی کند

به من توصیه شد غذاهایی مصرف کنم که از یب و ست جلوگیری کند البته اوایل میترسیدم برای دفع مدفوع اقدام کنم اما دکتر بمن گفت اگر جلوی مدفوع را بگیرم در مق عد جمع میشود و مشکلات بیشتری برای من ایجاد خواهد کرد ..در بیمارستان به من مسهل دادند و مشکلی نداشتم اما وقتی به منزل برگشتم چون شوهرم ساعتهای متمادی سر کار بود و خودم هم قدرت آشپزی و تهیه غذای مناسب را نداشتم روز سوم بعد از زایمان صبح موز برای صبحانه و ظهر نیمرو با روغن زرد خوردم !!

متاسفانه از همان روز تا روز ششم دچار یبوست شدم ....مشکلی که حتی از دردهای زایمان بیشتر آزارم داد..فراموش نمیکنم که نصفه شبها در دستشویی می نشستم و گریه میکردم و دوران بسیار سختی داشتم ...آلو خیس کردم ..سبزیجات خوردم اما دیگر فایده ای نداشت

عاقبت با راهنمایی یک پرستار از آشنایان شوهرم قرصهای شی اف خارجی تهیه کردیم و من از آن استفاده  کردم و نجات پیدا کردم...با استفاده از قرصها که بسیار نرم بودند و خیلی راحت استفاده شدند بعد از پنج دقیقه احساس شدید دفع به من دست داد و خیلی آرام و بدون درد عمل دفع انجام شد

این تجربه و خاطراتش برای من خیلی تلخ است و یاداوری ان بسیار ناراحتم میکند اما فکر کردم با عنوان این مسئله میتوانم بشما کمک کنم دچار این مشکل نشوید ...قبل از اینکه یبوست ایجاد شود مقدار زیادی میوه و سبزی مصرف کنید ..حتی میتوانید استفاده از قرص مسهل را برای چند روز ادامه دهید

 

موفق باشید

 

سودابه 

نوشته شده توسط مادران شجاع در 21:11 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و ششم مهر 1387

ص ک ص در دوران حامل گی

 

سوال احتمالا تکراری است اما من دو ماه باردارم رابطه صکصیم با شوهرم خوبه ولی از اینکه تو این دوران باهاش صکص داشته باشم نگرانم که برای جنینم مشکلی پیش بیاد راهنماییم کنید در مورد نحوه صکص تو این دوران و حالتهایی که به جنین آسیبی نرسه با تشکر از این وبلاگ آموزنده

یک مامان جدید

--------------------------------------------------------------------------

۱. این وبلاگ تعطیل نشده است

۲. کامنتهای غیر مربوط حذف می شوند

 

مدیریت

نوشته شده توسط مادران شجاع در 20:24 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387

اطلاعیه

 

قابل توجه خوانندگان گرامی

فعلا مطلب جدیدی برای ارسال نداریم

 

با تشکر  

نوشته شده توسط مادران شجاع در 11:33 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و دوم مهر 1387

تصور

دوستان عزیز

 

مسئله ای مدتی است فکر مرا مشغول کرده است و می خواستم از شما و نظرهای گرانقدرتان کمک بگیرم

من و همسرم مدتی است بچه دار شده ایم یک پسر بچه یکساله که زندگیمان را شیرین تر کرده است ...روابط عاطفی و جنس ی خوبی با هم داریم اما مشکلی که من دارم ( نمیدانم باید اسمشرا مشکل گذاشت یا نه ) این است که در هنگام برقرای ارتباط باید به یک صحنه سک صی فکر کنم یا به یک مرد دیگر .... این مشکل را قبل از بچه دار شدن هم بصورت کمرنگتر داشتم اما الان باید حتما یک صحنه برای خودم بسازم تا بتوانم به ار گ اسم برسم

منظورم از تصور یک مرد دیگر حتما مردی زیباتر و یا خوش تیپ تر از شوهرم نیست بلکه گاهی کسانی را تصور میکنم که در واقعیت حاضر به هیچگونه تماسی با آنها نیستم چه برسد به ص ک س

میخواستم ببینم آیا این یک بیماری است ؟ مشکل است ؟ چطور میشود در رفع ان کوشید ؟ آیا کسان دیگری هم اینطور هستند ؟ آیا شوهر من هم به زنان دیگری فکر میکند در موقع صک ص ؟ چرا ؟

ممنون ار نظرات همه شما عزیزان

پردیس

--------------------------------------------------------------------------------

از همه دوستان تقاضا میشود جواب مرتبط به مطلب پست شده را بدهند   

 

نوشته شده توسط مادران شجاع در 14:11 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و یکم مهر 1387

با سلام خدمت مدیران محترم این وبلاگ مفید
من سوالی داشتم.
مادری هستم که یک بچۀ شش ماهه دارم و شاغل هم میباشم. من و همسرم زندگی خوبی داشتیم و داریم از این نظر که همدیگر رو خیلی دوست داریم. همسرم از نظر من میل جن سی بالایی داره. من هم تا قبل از بچه دار شدن کما بیش مچ بودم. هرچند خیلی از اوقات هم کم می آوردم. بعد از بچه دارشدن، من اکثر اوقات خسته ام که بیشتر این خستگی ناشی از امور بچه داری میشود و توانی در خودم برای ارض ای خواسته های فروان همسرم نمیبینم. نمیدانم چه کنم،
آیا راهی برای کم کردن میل جن سی مردان وجود دارد؟
آیا راهی برای من وجود دارد که بتوانم همطراز شوهرم در این مورد باشم؟

گاهی اوقات حتی شده به این موضوع فکر کرده ام که شاید بهتر است زنی برای ار ضای خواسته های جن سی همسرم پیدا کنم. التبه هیچوقت به او نگفته ام ولی در ذهنم است.
میخواستم بدونم شما جای من بودید چه میکردید؟

 

شایسته

نوشته شده توسط مادران شجاع در 11:56 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هجدهم مهر 1387

یک تجربه

سلام خیلی خوشحالم که امروز از طریق وبلاگ زایمان ، شیرین ... به اینجا رسیدم امید دارم که اسیر فیلترینگ نشه چون واقعا مفید به نظر میرسه.

صحبت زنانه راجع به تموم سوال هایی که توی ذهن داریم خوشحال میشم که بدونم مدیر وبلاگ هم یک زنه یا نه ؟

به هر حال باید بگم من یه زنم

من تیرماه ازدواج کردم ... قبل از ازدواج توی دوره نامزدی اطلاعات جنیسیم رو خیلی تقویت کردم.

و با شوهرم خیلی راحت حرف میزدم ما تا شب عروسی هیچ شبی با هم نبودیم اما خیلی با هم ندار بودیم ... خیلی 

قبل عروسی برای تشخیص نوع پر ده بک ارتم رفتم دکتر زنان که دکتر گفت نباید خودمون کاری کنیم چون من پرده  ام باید جراحی بشه !!! یه فاجعه من و شوهرم عاشق هم بودیم ... بعد از عروسی به سه تا دکتر دیگه هم سر زدیم.   

روزگار خنده داری بود واقعا خنده دار مادرم نگران بود و خیلی پیگیری میکرد این وسط تشخیص های خنده دار دکتر ها ما رو متعجب میکرد.

دکتر بعدی که رفتم به پیشنهاد یه دکتر خانوادگی و آشنا بود یه دکتر جوان که تشخیص داد من هیچ مشکلی ندارم و نیاز به جراحی نیست و دکتر قبلی رو کاملا تکذیب کرد. ... 

به خاطر تشخیص مزخرف اون دکتر دیوونه من خیلی درد کشیدم با شوهرم کلی کلنجار میرفتیم کلی ک ا ن د و م حروم میکردیم، 

کلی درد میکشیدم و گریه میکردیم شوهرم عصبی میشد و آخرش توی بغل همدیگه در حالی که اون منو دل داری میداد و آروم میکرد به خواب میرفتیم ...! 

دکتر بعدی یه دکتر بود که تشخیص داد من نیاز به جراحی در بیمارستان دارم با یک ماه استراحت و یه هفته بستری ... ! مگه زایمان بود چنان برخورد بدی هم داشت که دیگه پیشش نرفتیم. 

 

دکتر بعدی که همین الانم مدیونشم و براش آرزوی سعادت میکنم، دکتر مادرم بود که سال گذشته افتادگی مثانه ی مادرم رو عمل کرده بود.

یه دکتر درست مثه یه فرشته ی نجات به دادمون رسید و بدون توجه به تشخیص دکتر های قبلی بهم گفت که یه لایه ی گوشتی دقیقا عمودی وسط راه قرار داره که باید بریده بشه اونم با یه بی حسی موضعی معمولی و یه عمل سرپایی توی مطب. !!

 

با ترس زیاد رفتم واسه عمل اما روحیه ی خوب و خلق خوش دکتر خیلی بهم کمک کرد توی و ا ژ نم هم گارز گذاشت درست به اندازه یه آ ل ت مردان تا جای عمل به هم نچسبه و بهم گفت تا 2 ساعت بعد عمل حتما باید نزدیکی کنم تا راه بسته نشه دوباره ... جالب بود درست هنگام عمل یه وسیله فلزی که از نظر فرم و اندازه شباهت داشت به آ ل ت مردانه داخل و ا ژ نم کرد و گفت چه حالتی داری؟ 

 یه حالت وحشتناک داشتم هیچ خبری از لذت نبود !!!! دکتر گفت تا 7 یا 8 بار اول برای زن نزدیکی هیچ لذتی نداره چون وقتی آ ل ت مرد وارد و ا ژ ن میشه حس میکنه همزمان داره ادرار و مدفوع میکنه اما بعد این چند بار وقتی درست جا باز شد ... دیگه مشکلات حل میشه. البته باید بگم خدا رو شکر من بار اول بعد برداشتن گارز و نزدیکی یه حس خیلی خوبی داشتم اما بعدش چندین بار طول کشید من خیلی درد میکشیدم  اما حالا بعد دو ماه خیلی خوبم..

 

اینو گفتم شاید کمکی کرده باشه.

 

دوست رنگی  

 

نوشته شده توسط مادران شجاع در 7:30 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه شانزدهم مهر 1387

تغییر شکل سی نه

سلام دوستان

من یک مشکلی دارم و دوست دارم از تجارب شما استفاده کنم
بعد از 14 ماه شیردهی , سین ه های من کاملا شل و افتاده شده و بشدت فرم سفتش رو از دست داده. من هنوز دخترم رو شیر میدم هر چند بیشتر عادت شده براش چون شیری هم ندار م ولی نتونستم هنوز بگیرمش. من میخواستم بدونم آیا بعد از این دوره شیر دهی سین ه ها به حالت اولیه -سفت و بالا , نیفتاده و خوش فرم 6 برمی گرده یا نه ؟ و اگر نه آیا کرم یا محصول بهداشتی می شناسید برای درمان ؟

این اولین شیردهی من است و من سین ه های متوسط خوش فرمی داشتم , الآن بیشتر از خودم شوهرم این مسئله رو به من یاد آوری می کنه !!!
در ضمن اینجا خارج ایران شیر دهی بیش از 6 ماه بسیار عجیب و نا متعارفه به خاطر همین مشکلات !!
ممنون


-  ممنون اگه سوال من مادر رو مطرح کنی که ممکنه مشکل مادر های دیگه هم باشه . حداقل وبلاگ بر می گرده به هدفش !!

کوکو

نوشته شده توسط مادران شجاع در 12:18 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه یازدهم مهر 1387

ان ال ص کص

سلام می خواستم بدونم دوستان اطلاعاتی درباره نزدیک ی از عق ب دارند یا نه؟؟ من 7 ساله ازدواج کردم و شوهرم خیلی به این موضوع تمایل نشون میده...
ولی من از درد شدیدش وحشت دارم راهی برای تسکین درد وجود داره یا نه؟/ میدونم که هیچ طوری نمیتوونم قانعش کنم.. و باید حتما این کار انجام بگیره...

 

ممممص

سلام ، می خواستم بدونم آیا ص ک ص از عقب یا اصطلاحا آنال ص ک ص واسه زن ضرری داره ؟ جایی نوشته بود بعد یه مدت ماهیچه های اون قسمت رو شل می کنه .آیا صحت داره؟

 

مریم

نوشته شده توسط مادران شجاع در 12:26 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه یازدهم مهر 1387

سلام دوستان
من تقریبا 2 ساله که ازدواج کردم و تا یک هفته دیگه 30 ساله میشم.خیلی دوست دارم که بچه دار شم چون هم از لحاظ روحی احساس آمادگی کامل نسبت به بچه دار شدن میکنم و هم اینکه میدونم بهترین سن زایمان تا 30 سالگیه . مشکل من اینه که همسرم فعلا آماده گی بچه دار شدن رو نداره و میگه 2 سال دیگه صبر کنیم. در ضمن اختلاف سنی من و همسرم خیلی کمه (5 ماه) . گاهی وقتها فکر میکنم اگه همسرم به جای 5 ماه 5 سال از من بزرگتر بود شاید الان اون هم نسبت به بچه دار شدن علاقه نشون میداد.
حالا من نمی دونم چه کار کنم ، صبر کنم یا اینکه همسرم رو مجبور کنم که بچه دار بشیم. اگه کسی تجربه مشابه من داشته باشه خوشحال میشم بهم بگه تا من از تجربه اش استفاده کنم

 

مینا

نوشته شده توسط مادران شجاع در 9:58 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هشتم مهر 1387

سردي رابطه

دوستان عزيز
 
 
. شش ساله كه ازدواج كردم . هر دو شاغليم و يك دختر 2 ساله داريم
شوهرم مرد تودار يه و تا حدي هم مغرور ولي من واقعا عاشقش هستم وبا تمام وجود دوستش دارم
 اكثر وقتها موقع اجراي همون برنامه كه مي دونيد احساس مي كنم حواسش كامل اينجا نيست از اون جايي مطمئنم كه قبلا خاطرات خيلي خوب از اوج ل ذ ت ج ن سي دارم .مي خواستم بدونم ايا شده شما هم در حين برنامه فكر كنيد

خيلي وقتها با اينكه احساس ميكنم خيلي نيازمنده صك ص هست اما حاضر نيست بروي خودش بياره و مشكل اينجاست كه من فكر ميكنم اشكالي در من پيدا شده ولي هرچقدر بررسي ميكنم تفاوتي نسبت به قبل نميبينم حتي پيشرفتهاي مادي و غيره هم داشتم .

ما از خانواده اي هستيم كه بشدت پايبند به اصول اخلاقي هستيم و من با همسرم تجربيات بسيار خوبي از صك ص داشتم. 

 خيلي اذيت مي شم لطفا اكه تجربيات مشابه دارين مرحمت كنيد
صفاي همه ماماناي گل
 


از طرف ياس

 

پ.ن : با عرض پوزش نوشته با ايميل فرستاده شده و ظاهرا بعضي جاها قاتي پاتي شده ولي من براي اينكه دخالتي در موضوع نداشته باشم هيچ تغييري در متن ندادم و فقط كپي پيست كردم   

نوشته شده توسط مادران شجاع در 11:24 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هشتم مهر 1387

نظر سنجی

 

مرسی از همه دوستان که پیشنهاد کمک کردن برای اداره این وبلاگ را داده بودند .... در واقع من به همکاری و کمک یک نفر دیگر ٬ کسی که کمی بیشتر از من کار با کامپیوتر را بلد باشد ٬ شدیدا نیازمندم اما بدلایل زیاد نمیتوانم به همه کسانی که صرفا با یک آدرس ایمیل پیشنهاد همکاری داده بودند اطمینان کنم ....ببخشید

۱. خانم ننه قدقد از این به بعد در چاپ پستها و اداره اینجا به من کمک خواهد کرد

۲. یک بهاره ای٬  راجع به کلاسهای صکصو لوژی که  در تهران برگزار شده بود نوشته .. این کلاسها را یک خانم دکتر برگزار کرده و ظاهرا اکثر سوالهای عنوان شده در اینجا مباحث اصلی این کلاسها بوده

بهاره نوشته که می تواند ترتیب برگزاری کلاسها را بدهد فقط علاقمندان باید اینجا اعلام کنند تا آمار تقریبی تعداد شرکت کنندگان مشخص شود  .

۳. فعلا مطلب جدیدی نداریم چون کسی چیزی نفرستاده ٬ مثل اینکه مشکلات همه بسلامتی حل شده !!

۴. هر خری هر جایی ممکن است پیدا شود و هر چرندی ممکن است بگوید ..اینجا هم مستثنا نیست ..کامنتهای جفنگ را پاک میکنیم.....بهمین سادگی

 

نوشته شده توسط مادران شجاع در 11:0 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه یکم مهر 1387

ان زال زود رس

من اولین زن زندگی شوهرم بودم ....اولین زنی كه مي بوسيد و اولين زني كه لمس ميكرد

مطمئنم حدس مي زنيد جريان از چه قرار بوده ...يكبار وقتي داشت مرا ميبوسيد ، شلوارش خيس شد و ماجرا از همانجا آغاز شد ، اوائل حتي نميدانست اين روند غلط است.. كارش تمام ميشد و فكر ميكرد رابطه جن سي يعني فقط ار ض ا مرد !!!

با هر سختي و بدبختي بهش فهموندم كه من از اين روند راضي نيستم و من هم نيازهايي دارم ..وقتي متوجه شد خيلي ناراحت شد ، چند تا كتاب خواند ، دكتر رفت و دارو مصرف كرد

الان كه ۴ سال از ازدواجمان گذشته و يك بچه داريم ..بخاطر من ار ض ا خودش را بتعويق مي اندازد اما با سختي بسيار ..وسط را بطه خودش را عقب ميكشد تا ناگهان ار ض ا نشود !!!  براي من هم هميشه اين استرس وجود دارد كه مبادا رابطه طولاني شود و او كنترل خود را از دست بدهد .

مي خواستم بدانم آيا ديگران تجربه مشابهي دارند و چه راههاي را پيشنهاد ميكند ؟

 

مرسي

 

ساحل

نوشته شده توسط مادران شجاع در 11:14 |  لینک ثابت   •